یادداشتهای دبیر انجمن
...خلاصه سلام
نمی دونم شانسی اومدی تو وبلاگ یا مجبورتون کردن بیاین اینجا.
به هر حال خوش اومديد
هركي به ما ميرسه ميگه:"مگه شما درس ندارين؟" پس تو ديگه نپرس و نگو كه بيكارين.
ديدم هركي از راه ميرسه يا از ننه اش قهر ميكنه يا جواب سلامشو نميدن يه وبلاگ ميزنه ما هم دوستان ناباب وذغال خوب و از اين جور چيزا ديگه ...گفتيم يه وبلاگ بزنيم (البته از نوع تخصصيش!!!)
اما هرچي بود پدرمون در اومد .ما كه براي كنكوراز خوابمون نمي زديم براي اين يكي دو صفحه از خواب كه چه عرض كنم از زندگيمون هم زديم(جدي نگيريد!!!)
فكر نكنيد مي خوايم ازخودمون تعريف كنيما(معلوم كه نيست؟!)
آخه ميدونيد چي شد؟مهدي(مدير وبلاگ رو ميگم) خبري به من داد كه شوكه شدم نميدونستم چي كاركنم؟مي دونيد خبر چي بود؟گفت:"صدوچهل واندي بازديد كننده از وبلاگي كه هيچ مطلبي توش نبود بازديد كردن"
من هم با اينكه تو اوج امتحانات ميان ترم بود قيد درس خوندنو زدم وتصميم گرفتم كه هرچي توانايي دارم دريغ نكنم.
بعد از كلي كلنجاررفتن كاغذوقلم رو برداشتم (آخه بلد نيستم وبلاگ بنويسم!!)و شروع كردم به نوشتن.
خوب از كجا شروع كنم؟!اصلا بزارين از اولش براتون بگم...
يه روز سر يكي از كلاسها اومدن گفتن بياييد براي اانجمن علمي برق (انتخاباتش رو ميگم)ثبت نام كنيد .ماهم هفت هشت نفر كه همه ورودي بوديم وسرمون براي اينكارا درد مي كرد دسته جمعي رفتيم اسم نوشتيم.
بعد از اينكه طي اقدامي عجيب و برعكس سنوات قبل كسي رد صلاحيت نشد ودر مبارزات انتخاباتي!!!همه مون راي اورديم رفتيم تو انجمن.يه جلسه گذاشتن و انجمنو با چند تا صحبت دادن به ما.ماكه نميدونستيم چه كلاهي سرمون رفته با خوشحالي شروع به كار كرديم.
چون ما اهل خودنمايي نيستيم!!!تصميم گرفتيم كه كارهايي رو كه انجام داديم مطرح نكنيم و بدليل اقدامات امنيتي كارهايي رو هم كه مي خوايم انجام بديم (خودمون هم نميدونيم؟!)رو هم نگيم.
ولي صميمانه منتظر نظرات پيشنهادات وطرح هاي شما براي بهبود هر چه بيشتر وبلاگ هستيم .البته اگه مقاله يا مطلبي داشتيد براي ما ميل بزنيد تا به نام خودتون تو وبلاگ بزنيم.
راستی تا یادم نرفته از تمام بچه های انجمنی و غیر انجمنی که تو زدن وبلاگ کمک کردند تشکر می کنم و امیدوارم ما رو تو ادامه وبلاگ هم مثل قبل کمک کنند .
تا بعد...